دختر سایه ها

 
نویسنده : دختر سایه ها - ساعت ٥:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱٥
 

بعد مدت ها دوباره سلام

من برگشتم.

:)


 
 
 
نویسنده : دختر سایه ها - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٩
 

تو از دردی که افتادست بر جانم چه میدانی؟
دلم تنها تو را دارد
ولی با او نمی مانی!
تمام سعی تو کتمان عشقت بوذ
در حالی که از چشمان مستت خوانده بودم
راز پنهانی
فقط یک لحظه ، آری ، با نگاهی اتفاق افتاد
چرا عاقل کند کاری
که باز آرد پشیمانی؟


 
 
 
نویسنده : دختر سایه ها - ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٥
 

سال نو بر همه مبارک
با آرزوی بهترین ها


 
 
 
نویسنده : دختر سایه ها - ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٦
 

لزومی ندارد

ماه شب ها بیدار بماند

و ابر اشک بریزد

و نسیم آب و جارو کند کوچه ی مان را

و گاه برود پشت شانه های پنجره ی اتاقت

سرک بکشد

آیا هستی؟

خوبی؟

و در امتداد دست های من تب می کنی یا نه؟

دست خودم نیست میدانی

که این چنین

صبور ، آرام ، تنها و خسته

دوستت می دارم

نگو که التماس اشک هایم تو را نزدیک تر نمی کند

نگو که یک دنیا عشق

تو را از رفتن باز نمی دارد

از رفتنی که آخرین دیدار را

قاب عکسی می کند بر اندیشه ی رویاها

می دانی وقتی عصیان سنگ

جاری شدن نمی تواند باشد

ماندن

سنگین ترین تاوان دل سپردگی است

 

 

بقیه اس رو دیگه نمی تونم بنویسم واقعا حسش نیست !

 


 
 
nothing to dis play
نویسنده : دختر سایه ها - ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٥
 

دیگه  حوصله ی نوشتن رو ندارم

دیگه عشق رو باور ندارم 
دیگه دوست داشتن رو یاور ندارم
همه چی قرار دادیه
تو یه رابطه فقط وفادار تو 
عاشق توئی
و بس
من خسته شدم از نوشتن
حلالم کنین

 
 
یه توصیه
نویسنده : دختر سایه ها - ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٢
 

به بقالی ها و سوپرمارکت های محل های فقیر نشین برید و از مغازه دار بخواهید دفتر بدهی های مشتریان رو بهتون نشون بده

بدون ش...ک زنان بیوه و فقیرانی را خواهید یافت که اجناس و مایحتاجشون رو بصورت نسیه میخرند .
و صبر میکنند تا حقوقشون رو دریافت کنندو یا اینکه از جایی بهشون کمک برسه ،

خواهید دید حجم بدهی هاشون در دیدگاه شما بسیار کم خواهد بود ولی برای آنان بار سنگینی در زندگیشان هست .

بدهی هایی که قادر هستید رو بپردازید ، حتی اگر توانستید جزیی از اون رو پرداخت کنید .

هر ماه این کار رو در مغازه های مختلف تکرار کنید تا این خیر شامل تعداد زیاد از خانواده ها شود .

اگر حتی قادر به اینکار نیستی این ایده و فکر رو به دیگری بگید شاید دیگری آنرا عملی کند و شما نیز از اجر و ثواب آن بهره خواهید برد.

 

البته من این کار رو بعد از شاغل شدنم انچام خواهم داد :))


 
 
:(
نویسنده : دختر سایه ها - ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢
 
من . . . 
شـب . . . 
تنــهایی . . . 
تاریــــــکی . . . 
محســــــــــن . . . 
چاووشــــــــــی . . . .
دلم گرفته از دلــــــم . . . 
که از تـــــــــــــــــــو دوره . . . 
و همچنان بی خــــــــوابی . . .
:(

 
 
شعر برگزیده (توسط خودم) از رویا شاه حسین زاده
نویسنده : دختر سایه ها - ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۸
 

گلوله ها

در خبرها

شلیک می شوند

در گوش های دور از زمین ،

من اینجا

قلبم تیر می کشد؛

زمین لرزه ها

در خبرها اتفاق می افتند

در گوش های دیگر ،

من اینجا

قلبم می لرزد؛

سربازیکه خونش روی دوربین پاشیده

ممکن بود

پسر من باشد

اگر با فاصله ی دیگری از نصف النهار

مادر شده بودم.


 
 
28
نویسنده : دختر سایه ها - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٧
 

mandeam che begoyam

be sheri ke barayat sorodeam

be ghalam

be kaghaz

be ehsasam che begoyam

hamechiz durugh bud

chegune beguyam

 

 

 


 
 
27
نویسنده : دختر سایه ها - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٥
 

 

 

 

 

قاصدک

بال و پر بگیرو برو

به او بگو

                     هنوز هم شعرهایم بی وزن اند

             و سپیدی

                          از قالبشان کوچ کرده

بگو

دست هایم هنوز هم تنهایند

بگو برگردد...


 
 
26
نویسنده : دختر سایه ها - ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢۸
 

وقتی کاری انجام نمیشه حتماً خیری توش هست

وقتی مشکلی پیش میاد حتماً حکمتی داره

وقتی کسی رو از دست میدی حتماً لیاقتت رو نداشته

وقتی تو زندگیت زمین میخوری حتماً چیزی هست که باید یاد بگیری

وقتی بیمار میشی حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده

وقتی سختی پشت سختی میاد حتماً وقتشه روحت متعالی بشه

وقتی دلت تنگ میشه حتماً وقتشه با خدای خودت تنها باشی

وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش میاد حتماً داری امتحان پس میدی

وقتی دیگران بهت بدی میکنن حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودت رو نشون بدی

وقتی همه ی درها به روت بسته میشه حتماً خدا میخواد پاداش بزرگی بابت صبر و شکیبایی بهت بده!

 


 
 
25
نویسنده : دختر سایه ها - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٢
 

دنبالم نیا

این راه به بیراهه فرو می ریزد

همین جا بمان

کنار اطلسی ها غروب را بخوان

سر در راه من

مین های خاردار روئیده است

عشق افسانه ای بیش نیست

خواب یک شعر

و نور قصیده ای بی جان

گر مرد راهی بیا.

گل های من در عزلت شکوفه می دهد

و باران نوازش

به هنگامه ی خستگی میوه می دهد

کاکتوس گلخانه ی شهر

گواه دل تنگی من است

تنها و منشا تنفر

 

عشق را نباید از گل های معطر انتظار داشت

گاهی در نور باید جست

گاهی باد

گاهی در رعد

می دانم فهمیدنش سخت است

اما نه برای سایه ها.

من می فهمم

به سان برگ که آفتاب را

به سان ستاره که شب را

اگر تو هم راز چشم ها را می دانی

آن وقت بیا.

سایه ای بیش نیستم

بدان و درک کن

برایم نور باش

لطافت گل سرخ را برایم تعریف کن

اما انتظاری نداشته باش

سال ها منتظر بوده ام

بی هیچ پاسخی

                 سوخته ام

                            شکسته ام!!

باور کن

سهم من

شکوفایی دوباره است

پس از هجوم رعدهای غریب

سهم تو

نوازش زخم هایم

گر مرد راهی بیا.

 


 
 
24
نویسنده : دختر سایه ها - ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱٩
 

افلاطون گفته روح دایره است

و من دایره های روحم را کشف کردم!

پنج دایره دور روحم کشیدم، و خودم را در مرکز این دایره ها قرار دادم

در دایره اول نام افرادی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من می دهند

و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود

نام کسانی را که از دنیای من فاصله دارند و بیشترین کشمکش را با آنها دارم

همه ما دلمان می خواهد که احساسی خوب در مورد خودمان داشته باشیم

و گاهی اوقات نداریم!

گاهی حال و هوای ما در مورد خودمان بستگی به تاثیری دارد که دیگران روی ما می گذارند... به آنهایی که در دایره آخر هستند و سعی می کنند که اعتماد به نفس ما را از بین ببرند

نمی توانی کسی را مجبور کنی که دوستت داشته باشد

و گاهی حضور در کنار افراد نامناسب باعث می شود

حتی در مفایسه با تنهایی ات، بیشتر احساس تنهایی کنی...

در چنین وضعیتی تلاش برای ایجاد تغییر و تحول

ممکن است باعث شود راهت را گم کنی

یا شاید باعث شود وجود خودت که تو را "تو" می کند را ازدست بدهی

گاه سالها طول می کشد تا یاد بگیری چگونه از خودت مراقبت کنی

به همین دلیل بسیار مهم است

که افرادی را در اطرافت داشته باشی که دوستت بدارند

حتی گاهی بیشتر از آنچه که

خودت می توانی خودت را دوست داشته باشی

در مواجه با افراد از خودت بپرس

این فرد چه حسی در من ایجاد می کند...

در کنار او می توانم خودم باشم؟

با او می توانم رو راست باشم؟

می توانم به او هرچه می خواهم بگویم؟

در کنار او احساس راحتی می کنم؟

وقتی او وارد می شود چه حسی به من دست می دهد؟

و وقتی می رود چه حالی می شوم؟

وقتی با او هستم احساسات واقعی ام را پنهان می کنم یا با او رو راستم؟

آیا او باعث می شود احساس حقارت کنم یا به خودم ببالم؟

فلسفه وجود این 5 دایره، شناخت است، نه پیش داوری

پس با خودت روراست باش

با افرادی که در نظر تو بد خلق اند، مدارا کن

و خودت را مقید نکن که چون به صرف اینکه با کسی در سر کار و یا اوقاتی ممتد

هر روز زمانی را می گذرانی

باید او را در دایره اول و نزدیک به خودت جای دهی

در دایره اول افرادی را بگذار که از صمیم جان به آنها اعتماد داری

حتی اگر هر روز آنها را نمی بینی

ولی وجود آنها باعث حس خوب و ارزشمندی در تو می شود

از خودت بپرس

در مورد افکار و خواسته هایم به چه کسی می توانم اعتماد کنم؟

آنها همان کسانی هستند که در دایره اول جای دارند

با این افراد و در کنار آنها، قدرتمندی...

ارزشهای مشترک با آنها داری

و با حضور آنها در زندگیت، دنیا را زیباتر می بینی

دوستان و همراهانی خارق العاده!

دایره دوم جای کسانی است که به رشد معنوی تو کمک می کنند

مربیان... آموزگاران

و شاید هم افرادی که تنها برای وقت گذرانی خوبند

بیرون رفتن و خندیدن...

چیزی به تو اضافه نمی کنند

ولی در عین حال هم باعث نمی شوند که حس بدی نسبت به خودت داشته باشی

دایره سوم همکاران و اقوامند

و شاید هم آدمهای خنثی، کسانی که نقش بسیار کوچکی در چند ساعت از زندگی تو ایفا می کنند

و تاثیر آنها نیز تنها همان چند ساعتی است که با آنها هستی

هیچ زمانی در غیر از ساعت ملاقاتشان به آنها فکر نمی کنی

و به راحتی می شود با فرد دیگری جایگزین شوند

افراد این دایره در محدوده کار و وظایفشان با تو هستند و لاغیر

دایره چهارم سر آغاز عزم راسخ توست!

آنها کسانی هستند که در کار تو اخلال ایجاد می کنند

افراد این دایره لزوما" با خود واقعی تو مرتبط نیستند

حتی ممکن است رییس اداره ای باشد که تنها دورادور با کار آنها در ارتباطی

افراد این دایره در زندگی اجتماعی و حرفه ات مهم هستند...

در کنار آنها نمی توانی راحت باشی

و وقتی آنها را می بینی شاید حتی آشفته و پریشان شوی

دایره آخر جای دورترین افراد است

جای آدمهایی که به تو لطمه زده اند، تحقیرت کرده اند،

کسانی که همیشه به تو انرژی منفی می دهند

و احساسات زجرآوری را با آنها تجربه می کنی

خوب اکنون که جای هر کس را تعیین کردی

اجازه نده کسانی که در دایره آخر جای دارند

مستقیما" روح و روان تو را هدف قرار دهند

نگذار کسی اولویت زندگی تو باشد، وقتی تو فقط یک انتخاب در زندگی او هستی...

یک رابطه بهترین حالتش وقتی است که دو طرف در تعادل باشند

شخصیت خودت را برای کسی تشریح نکن

چون کسی که تو را دوست داشته باشد به آن توضیحات نیازی ندارد

و کسی که از تو بدش بیاید، باور نمی کند!

وقتی دائم بگویی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمی شوی

وقتی دائم بگویی وقت ندارم، هیچوقت زمان پیدا نمی کنی

وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم، آن فردا هیچوقت نمی آید!

وقتی صبح بیدار می شویم دو انتخاب داریم:

برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،

یا بیدار شویم و رویاهایمان را دنبال کنیم.

انتخاب با توست...

ما کسانی که به فکرمان هستند را نگران می کنیم و حتی به گریه می اندازیم

و گریه می کنیم برای کسانی که حتی لحظه ای به فکر ما نیستند!

این یکی از حقایق عجیب زندگی است،

و اگر این را بفهمی،

هیچوقت برای تغییر دیر نیست


 
 
23
نویسنده : دختر سایه ها - ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٢
 

1.گذشت زمان کوه ها را به دریاها ، غم ها را به شادی و رنج ها را به آسایش تبدیل می کند.

 

2.نیکی همه چیز را مغلوب می کند و خودش هرگز نابود نمی شود.

 

3.یکی از معجزات عشق این است که ما از دردهای آن ها نیز لذتی حس می کنیم.

 

4.یکی از راه های خوشبختی این است که نسبت به کوچک ترین نعمت ها شکرگزار باشیم.

 

5.یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن.

 

6.یاد خدا داروی بیماری جان هاست. ( حضرت علی (ع) )


 
 
22
نویسنده : دختر سایه ها - ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۸
 

 

 دوستای خوبم سلام

راستش بالاخره پس از مدت ها آقا امام رضا (ع) منو قابل دونستن که برم زیارتشون.

خیلیییییییییی خوشحالم.

خواستم بگم حتما برا همتون دعا می کنم و امیدوارم هر جا باشین موفق و شاد به زندگی ادامه بدین.

دوستتون دارم.


 
 
← صفحه بعد