دختر سایه ها

زندگی باید کرد
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤ : توسط : دختر سایه ها

زندگی

زخمه ی زیبای سه تاری سرد است

که به گرمای امیدت همه شب

می نوازم آرام

من سخن از طپش عشق تو می گویم لیک

غصه ها دارم باز 

قابی از نقش زمان بر دیوار

که به امیدت همه شب

با خود آهسته چنین می گویم 

زندگی باید کرد

زندگی باید کرد

آرزوها دارم 

چشم هایی بر راه 

چشم هایی بر در

تا شبی از پس ژرفای هزاران تردید

به بر کلبه ی تاریک دلم باز آیی 

تا تو را از قفس آینه ها برگیرم

و پر از معنی با هم بودن

سر به آغوش تو بگذارم باز

عاشقت خواهم ماند

و چنین خواهم مرد.