دختر سایه ها

دروغ
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٤ : توسط : دختر سایه ها

نفس می کشد باران

شرم اشکی نوشکفته بر چشم

آزارم می دهد این عشق!

...

تو از چه آزرده ای؟

گاه با تیشه ی خشم

گاه با نیزه ی خنده

اعدام می کنی لحظه های نزدیکی مان را

کجاست نقطه ی مبهم این عشق؟

بگو تا خلاص شوم

ار این وهم خوفناک

بگو تا بدانم

به جرم نداشتن کدامین لذت

هدر می رود وجودم !!!

رژه ی تلخ ترین خاطره ها

تصویر شیرین ترین دروغ های توست عزیز  د.ل.م !

بگو حرف های نگفته ات را

اشک های من

کمتر از بغض های فرو خورده ات نیست

بگو حرف هایت را

رهایم کن از این تردید

رهایم کن.