دختر سایه ها

التماس دعا
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٩ : توسط : دختر سایه ها

 

تقدیم به علی (ع)

 

عازم دیار شاپرک ها بودی

رفتنت را تنها اهل خانه می دانست

و اردک های پژمرده ی کوچه

راه خلوت

شهر تنها راه رفتنت را می دید

و نمی دانست به کجا چنین شتابان؟؟

آری قربانی شدن در راه حق

آئین پیامبران من است!

سخت است از تو نوشتن

وقتی حتی ندیدمت...

برایم ستوده اند تو را

در قصه های مردانگی

و گفته اند

روزی مردی خواهد آمد

همرنگ تو

هم خون تو

و پرچم عدل تو را

بر فراز بلندترین آسمان خراش قرن

خواهد برافراشت

می بینی

اگر عشق به رویای سبز شدن

انتهایش ، آسمان باشد

انسان هرگز نمی میرد

تو را ندیده ام

اما آشنایی برایم

به سان اشک برای چشم

تو خدا را فهمیدی، دیگران نه

تو از عشق گفتی ، آنها از کینه

تو از نور ، آنها تاریکی

تو از مهر ، آنها جدایی

حرف زدن با مردمانی که نمی فهمند تو را

کاریست بس دشوار.

و من سرشار از این عذاب دردناک

همه ی درها را بسته ام

دستم بر درگاه تو دراز

دلم سرشار از نیاز

تو رفته ای و قرن هاست

عطر تو را در هوای رمضان می جوئیم

آقای من

مردمان سرزمین من

از عشق تو لبریزند

دستمان را بگیر.