دختر سایه ها

دستهایم را که می گیری
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٩ : توسط : دختر سایه ها

دست هایم را که می گیری

حجم نوازش لبریز میشود
گویی تمام رزهای زرد باغها
با دستهای بی دریغ تو
برای من
چیده میشوند
و قلب من
پرنده ای میشود
به پاکی بیکران نگاهت
پر میکشد...
و در آن وسعت بی انتها
در خاکستری اندوه ابرها
گم میشود
دستهایم را که میگیری...
نگاهم
این قاصدک های بی تاب هزاران شور
در آبی فضا رها میشوند
و بغض گریه ها
از شنیدن نفس زدنهای روح
زیر هجوم آوار سرنوشت
بی صدا شکسته میشود...
دستهایم را که میگیری...
عبور تلخ زمان را
دیگر
نمیخواهم که باور کنم