تو از دردی که افتادست بر جانم چه میدانی؟
دلم تنها تو را دارد
ولی با او نمی مانی!
تمام سعی تو کتمان عشقت بوذ
در حالی که از چشمان مستت خوانده بودم
راز پنهانی
فقط یک لحظه ، آری ، با نگاهی اتفاق افتاد
چرا عاقل کند کاری
که باز آرد پشیمانی؟

/ 2 نظر / 12 بازدید
محمد-Mohammad

سلام خوبی؟ سال نو مبارک با اینکه کمی دیر شده است امیدوارم سال جدید رو بدون غم زندگی کنی و سال خوبی برات باشه منم آپ کردم و مطلب سیصد و یکم را نوشتم دوست داشتی سری بزن و با قلم خوبت بنگار برام شادابی از آن توست[گل]

بهراد

با سلام به وبلاگ من بیاید و بهم سر بزنید و اگه دوست داشتید باهم تبادل لینک کنیم چون که میخواستم وبلاگمو بشناسونم واسه چند تا وبلاگ این پیامو دارم میفرستم و نوشتتونو نمیخونم پس دروغه که بگم نوشتتونو خوندم و خوشم اومد منتظرم........ بهراد محمدی notebook-1.blogfa.com