شعر برگزیده (توسط خودم) از رویا شاه حسین زاده

گلوله ها

در خبرها

شلیک می شوند

در گوش های دور از زمین ،

من اینجا

قلبم تیر می کشد؛

زمین لرزه ها

در خبرها اتفاق می افتند

در گوش های دیگر ،

من اینجا

قلبم می لرزد؛

سربازیکه خونش روی دوربین پاشیده

ممکن بود

پسر من باشد

اگر با فاصله ی دیگری از نصف النهار

مادر شده بودم.

/ 26 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرشته

کاش مردان حرمت مرد بودنشان را بدانندو زنان شوکت زن بودنشان را؛کاش مردان همیشه مرد باشندو زنان همیشه زن!آنگاه هر روز نه روز “زن”،نه روز “مرد” بلکه روز “انسان” است... سلام عزیزم .زیبا بود

☂★☀ soha☂★☀

چـقـــــدر سخــــت اســـت که لبـــریـــز بـاشی از " گـفـتـــــن " ... ولــی ..... در هـیـــــــچ ســویـــت، محـــرمـی نبـاشد ...!

vida

سلام بله من ویدا هستم و موضوعی که پرسیده بودی رو تو وبم توضیح دادم مرسی که بهم سر زدی[چشمک]

آفتاب خاموش

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش... ------------------- سلام ببخشید تاخیر داشتم دیگه امتحانات و انتخابات و ... امتحاناتش خوب بود انتخاباتش هم، هرچند اونیکه ما میخواستیم نشد اما خب، برای فرد برگزیده دعا میکنیم از صمیم قلب که انشاءالله بتونه به نحو احسنت و همسو با ولی فقیه وظایفش رو انجام بده موفق باشید التماس دعا...

شاعر شنیدنی ست

سلام شعر خوبی انتخاب کردی سایه جون مخصوصا نقطه عطفش پایانش بود که خیلی خوب تموم شد مرسی به روزم با دولت تدبیر

DiA

چقدر این ترانه زیباست... ممنون.[گل]

مهتاب

خسته ام… از تـــــو نوشتن…! کمی از خود می نویسم این “منم” که، دوستت دارم…! [دست]

زینب

تو که نیستی هی خیالت می کنم توی تصوراتم به چشمان جادویی ات می نگرم و تو جادو می کنی زندگی را همسفر زودتر بیا من چوبدستی جادو ام را گم کرده ام حالا ... تا زنده ام بیا ..[گل][گل][گل][چشمک]

محمدنقدی

دیگه از غم ازچشم پرنم نمیگم دیگه ازدرد از تب سرد نمیگم دیگه ازغصه از پایان این قصه نمیگم دیگه از خیال ازآرزوهای محال نمیگم /محمد نقدی/ /سلطان شکست 88888888888888888888888888888888888888888888888888888888 سلام دوست من وب قشنگی داری خوشحال میشم به منم سر بزنی و نظر بدی و انتقاد کنی منتظرتم مممنونم