زندگی باید کرد

زندگی

زخمه ی زیبای سه تاری سرد است

که به گرمای امیدت همه شب

می نوازم آرام

من سخن از طپش عشق تو می گویم لیک

غصه ها دارم باز 

قابی از نقش زمان بر دیوار

که به امیدت همه شب

با خود آهسته چنین می گویم 

زندگی باید کرد

زندگی باید کرد

آرزوها دارم 

چشم هایی بر راه 

چشم هایی بر در

تا شبی از پس ژرفای هزاران تردید

به بر کلبه ی تاریک دلم باز آیی 

تا تو را از قفس آینه ها برگیرم

و پر از معنی با هم بودن

سر به آغوش تو بگذارم باز

عاشقت خواهم ماند

و چنین خواهم مرد.

 

/ 12 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پري

سلام مطلبت عالي بود "اگر ميخواهي از زندگي لذت ببري بايد براي جهان ارزش قائل شوي"(شو پنهاور) از وبت خوشم اومد با اجازه اونا را لينك ميكنم.

بهنام

سلام شعر زیبایی است موفق باشید

ازاده

به دنبال رده پا یی از تو تا بی کرانتا نا کجا اباد میروم نمیدانم تو کجا هستی نشاتی از تو ندارم خاطره بهترین یاد گاری توست و بهترین خاطره یاد گاری های توست سلام... زیبا نوشتی عزیزم شاد باشی[گل]

كمال

از تن حلبچه هنوزهم خون میاد در چنین روزی در سال 1988 حکومت ظالم بعث مردم کرد حلبچه ( هه‌ڵه‌بجه‌ ) را با وحشیانه ترین نوع جینوساید شیمایی کرد و بیش از 5000 نفرا را کشت و عده ای زیادی را مجروح و یا نابیانا کرد که تا امروزهم این اثر بر تن این شهر و مردم این شهر مانده است این روز تسلیت باد .

علی

زندگی، زخمه ی زیبای سه تاری سرد است! زندگی سخت است! [نیشخند] من یه ساله میرم آدرس قبلی میبینم آپدیت نشده! نگو باید میومدم اینجا! [زبان] سال نو مبااااااااااارک!!!!!!!!!!! [گل]

فاطمه پوران

سلام پیشاپیش عیدت مبارک با آرزوی سلامت و بهروزی برای تو دوست عزیز[گل]