وصال

چیزی مرا می آزارد از درون

چیزی به وسعت تنهایی یک نسیم

یا اوج درماندگی این اشک ها

آتشی برپاست در نهانی این وجود

عاقبت این دل مجروح چیست؟

وقتی شهاب نگاهت

                       به خاموشی می نشیند

و من می مانم

                با باوری مسموم

                                   از هوس گرم نیاز.

اینک چه خواهد شد!

وقتی دیگر

هجای دوست داشتن تو

در بطن این حقیر واژه ها نمی گنجد.

چه خواهد شد؟
وقتی کوه

در قبال فریادهای من

در خود می شکند

و طنین دوستت دارم هایم

در پوچی فضا

شناور می شوند.

مجهولی چراهایم

در بی تاب ترین ثانیه ها

جان می دهند

و عشق به تو

در سایه ای از ابهام جدایی

بی صدا می میرد

و من سرشار می شوم

از پوسیدگی متن امید

در آلودگی ثانیه های فراق.

گل همیشه بهارم

این روزها

پاییز

تنها عابر کوچه های تنهایی من است

و باران

تنها همدم اشک هایم

کجایی؟

در جست و جوی توام

با فانوسی در دست

که رویای رسیدن

                     در شعله هایش جاریست

به بالینم بیا

تفس در حجم سکوت مبحوس است

ومن

قاصدک سرگشته

در پی عطر نگاهت

از عشق به جنون رسیدم.

آیا این پایان است؟

این روح خسته

تا کی

     در قفس بی جان این تن

                         خاموش باشد؟

و این نگاه

تا کی خیس شود

در تمنای لبخند نگاهی؟

 

ای تو بهانه ی سرودن های من

دوستت دارم

و این دیگر در خم یک سخن نمی گنجد

و دل نوشته های این دل بارانی

در سینه ی خط خورده ی کاغذ

جا نمی شود.

حرف ها

در گنجینه ی دل

دفن می شوند

و اشک

تنها قلم من است

در توصیف این دل شکستگی!

ای فانوس شب های نم زده و تاریک

ردپاها

در بی باوری گام هایم

گم می شوند

و من رنگین می شوم

از ترنم خاطره ها.

خاطرات دور

خاطره ای از جنس عشق

                              امید.

غرق می شوم

درکسالت لحظه های فراق

و فرو می روم

در نغمه های دوستت دارم هایم.

کاش بیایی و ببینی

گلهای این گلدان تنهایی

لباس زردی به خود پوشیده اند

و خزان

در عریانی این خاطره ها

چه زود مرا عزادار کرده است.

ای محبوب من

کاش بدانی

              در حسرت " ما شدن " می سوزم

دریغ از حضور نیلوفری تو.

می میرم

چون خاطره ای روی دیوار

                 در غبار این فراق و جدایی

                          درحجم این عذاب و بی تابی

در انتظار وصال می میرم.

/ 48 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

با سلام و احترام "شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی والفرقان" حلول ماه مبارک رمضان ماه ضیافت الهی و نزول قرآن و ماه ابراز بندگی بر همه مومنان و شما و بازديدكنندگان محترمتان مبارک باد.....ماه مبارک رمضان ماه خدا ، ماه رحمت و مغفرت ، ماه نزول قرآن ، ماه دعا و استغفار، ماه کسب تقوا و فضايل انساني ، ماه آشنايي با کتاب آسماني و ماه توبه و انابه است . .ماه مبارک رمضان ماهي است که شما به مهماني خدا دعوت شده ايد در اين ماه ميزبان ، خداوند غني مطلق است و ميهمانان بندگان محتاج و فقير هستند در اين ماه از طرف انبيا و ائمه اطهار (ع) به مهماني خدا دعوت مي شويد و لازم است که قبل از رفتن به مهماني که ميزبانش خالق همه موجودات است انسان خود را مهيا کند . در ميهماني هاي دنيوي ، انسان لباس نو مي پوشد ، به بدن خود عطر ميزند و خود را آماده ميکند ، در ميهماني اين ماه هم بايد وجود خود را از گناهان پاک کنيم و با قلبي پاک به سوي اين ميهماني برويم ...التماس دعا يا حق ..[گل]

شاعرشنیدنی ست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست

برای طفلم

من خواب دیده ام که کسی می آید من خواب یک ماهی قرمز دیده ام و پلک چشمم هی می پرد و کفش هایم هی جفت می شوند و کور شوم اگر دروغ بگویم

رضا

با سلام و درود فراوان بر شما دوست عزیز و گرامی"شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی والفرقان" و آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما در تمامی مراحل زندگانی ،و قبولي طاعات و عبادت شما در اين ماه پربركت و پرفضيلت از درگاه پروردگار حق.. باستحضار حضرت عالی میرساند کلبه درویشی حقیر با مطلبی آموزنده با عنوان. .."..دربهاي رحمت پروردگار بسوي مومنان گشوده شد ."...بروز شده است ..خوشحال خواهم شد دیدن کنید و نظرات ارزشمند خود را مرقوم فرمائید ، مثل همیشه منتظر قدمهای سبز و حضور گرمتان هستم ...سراپاي درد و محتاج درمان.. ..چرا از طبيب و دوا مي گريزي ...خدا خواست تا كه هدايت نمائيد ...چرا آخر از اين سرا مي گريزي ...قلب تو روشن تر از آیینه است ...شوق و شور عشق خدا در سینه تواست....بيا اي تشنه رحمت و بخشش ....شفاي تو در بارگاه خداست ......التماس دعا و خدا نگهدارتان [گل]

منصور

ابيدم زود بيا گلي جونم[گل] asheghe74@yahoo.com راستي اين هم اي دي من

یه ماه عسلی

سلام نماز و روزت قبول تا پارسال قرار ما ماه عسلي ها يكي دو ساعت مونده به افطار پاي تلوزيون و برنامه ماه عسل بود ، با يه مجري و چند تا مهمون عزيز. نمی دونم وقتی احسان صدا می کرد هم قبیله ای تو می گفتی بله یا نه !؟ اما می دونم که خیلی ها الان مثل ثمره ، مرتضی و مادرش ، انجمن کوچولوها و تمام معلولین، منتظر دیدن رئیس قبیله ماه عسلیا بودن که امسال ندیدنش. رئیس قبیله ما هيچ وقت تپق نميزد ... دل ماه عسلي ها رو متوجه خدا ميكرد... با مهموناش صاف و صادق بود از ته دلش به اونها احترام ميذاشت و باهاشون درد و دل ميكرد اون اونجاهايي كه لازم بود با يه سوال دل همه رو بارونی ميكرد.. ولي امسال ......... مجري ماه عسل ، رئييس قبيل ماه عسل ديگه هر روز ساعت 7 از پشت قاب تلوزيون به خونه هاي ما نمياد ...... يكي ديگه جاش رو گرفته كه بازيگر توانايي ولي هيچ سر رشته اي در اجراي برنامه ي زنده نداره . نزار فرصت تموم شه........ چون خيلي زود دير ميشه به صدا و سیما زنگ بزن و بگو که توام مثل بقیه ماه عسلیا دوست داری مجری واقعی ماه عسل برگرده به خونه اش ... فقط 15 دقیقه ... نه بیشتر .... نه کمتر ... ! اینم شماره های تماس

یه ماه عسلی

تلفن گویا : 22021901 - 22021955 22055025 - 22168395 - 22055717 نمابر : 22051579 پیام کوتاه : 30000319 ماهت عسل التماس دعا يا حق

نیما

وبلاگ زیبائی دارین خسته نباشین لذت بردین دوست من خوشحال میشیم سر بزنین

اذربخش

پس اولين پست وبلاگتون اين شعره فكـــــــ كنم ديگه سه ساله شدين..تولدتون مبارك البته با تاخير[گل]